بستن تبلیغات

عاشقانه هایم برای تو
عاشقانه هایم برای تو
تقدیم به بهشت زندگی ام
تاريخ : شنبه 19 مرداد 1392 | نویسنده : مامان نسرین
بازدید : مرتبه

 

 

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 31 فروردين 1393 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 3 مرتبه

به نام خدا

ســـــــــــلـــــــــــامـــــــــــ

سلام به مامان گلم و خواهر عزیزم و همه ی مامانای نی نی وبلاگی و همه مادران و زنان ایران زمین

اول از همه ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) به همه تبریک میگم قلب

و

مامانای عزیز

روزتون مــــــــبارکـــــــــــــــهورا

این روزها روزهای خیلی خوبیه...

بهاری و زیبا

مخصوصا که هفته ی گذشته هوای مشهد حسابی بارونی بود و الان هوا خیلی عالیه

از همین جا این روز رو به مامان گلم تبریک میگمماچ

 و از ته دلم فریاد می زنم

بهترین مامان دنیا

دوســـتتون دارمـــــــــــماچ

 

و امسال دومین سالیه که خواهر خوبم طعم متفاوت و شیرین مادر بودن رو چشیده

از همین جا این روز رو بهش تبریک میگم و آرزو میکنم سال دیگه پیش هم باشیم و روز مادر رو با هم جشن بگیریم. ان شاءاللهفرشته

نسرین خوبم، میدونی که چقدر دوستت دارم

پس

روزت مبارکـــــــماچ

تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد

به مادرم…

که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.

تو بهترین گل، میان شهر گلهایی

تو رنگ آفتابی،

شب که می رسد، مثل ستاره،

گویا مهتابی

 

ما مراسمون رو دیشب برگزار کردیم!

کلی هم خوش گذشت

 

اینم کیک  روز مادر که خودم روش رو تزیین کردم

 
Designed by Khaleh joonنیشخند

 
 و اما
مناسبت بعدی امروز تولد دایی جون محمد هستش
داداش گلم 24 امین بهار زندگیت مبارک
هورا
 




موضوع :
تاريخ : شنبه 16 فروردين 1393 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 6 مرتبه

به نام خدا

سلام

این پست به شیطونی های سارینا می پزدازه تا بر همگان آشکار بشه این وروجک چه آتیشی می سوزونه!ابرو

1.سارینا دی جی میشود!نیشخند

حرم مطهر رضوی

سارینا: برم ببینم اونجا چه خبره؟!متفکر

 

سارینا: بذار زنگ بزنم به دوستام ببینم چه خبره؟!لبخند

سارینا: خب دیگه، حرفام تموم شد!

خاله جون: به دوستات چی میگفتی خاله؟

سارینا: خصوصیه خاله جون!نیشخند

خاله جون: داشتیم؟!ابرو

سارینا: عجب فیلم باحالیه! عینک




موضوع : گالری سارینا گلم
تاريخ : جمعه 22 فروردين 1393 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 10 مرتبه

به نام خدا

سلام به همه دوستان وبلاگی ساریـــنا

عیدتون مبارک!هورا

ان شاءالله سال پر خیر و برکتی داشته باشیم همگی!

ان شاءالله!

خب میریم سراغ اتفاقات این مدت

1. سارینا خانوم صحبت میکنه! کلی هم کلمه جدید یاد گرفته

تلفن، آیفون = الو، ایو

بابا=بابا (البته با تشدید!)نیشخند

دایی=بابا!نیشخند

مامان= ماما (با تشدید!)

آقا= آگا

گل= گل

باز (برای مثال در یه چیو باز کن) = با

بالا=لا

اسباب بازی= ابا

تاب= ابا

عروسک= الا

کلاه = کُ

انگشتر:انگا

گردنبند: دَن دَن

سلام: اَلام

مو و بینی و لب و گوش و پا و لباس رو هم یاد داره و نشون میده

2. هرچی بهش میگم بگو خاله، میگه بابا!ابرو

3. وقتی میفته زمین میزنه به زمین میگه اتَ اتَ!

4.مامان نسرین و بابا علی و دایی جون محمد رو که بی مقدمه بوس میکنه، حالا ما خودمون رو یه ساعت بکشیم مارو هم بوس میکنه!خنثی

5. حسابی شیطون شده همه چیو میریزه بهم!

6.یه روز دایی جون داشت نماز میخوند، سارینا نشست جلوش، نمازش که تموم شد، سارینا دایی جون محمد رو بوس کرد! قربونت بشم دخمل رمانتیک!ماچ

7. سال تحویل هم خواب بوده! یک سال خوابیده!خمیازه

8. پاشو میندازه رو هم بعد مامان نسرین میگه اوه اوه، وقتی یادش میره خود سارینا میگه اوه اوه!آخ

 

اینجا هم خونه دایی جون مهدی هستش!

راستی شما 7 فروردین اومدین مشهد، امروز هم رفته بودیم طرقبه ـ جاغرق ( منطقه ای ییلاقی در غرب مشهد)

در راه تهران ـ مشهد

 




موضوع : گالری سارینا گلم
تاريخ : يکشنبه 10 فروردين 1393 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 11 مرتبه

به نام خدا

سلام

سال نو مبارکقلب

به زودی با کارهای جدید سارینا میام پیشتون!

تا اون موقع خداحافظ




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 23 مرتبه

به نام خدا

سلام به سارینا عزیزم

خوبی خاله؟

و بازهم شرمندگی خاله جون!خجالت

خب بعد از چند هفته غیبت میریم سراغ اتفاقات این چند هفته

1.

2 بهمن تولد سارینا عزیزم بود. یک سال گذشت و این گل زندگی یک ساله شد:

دختر زمستونی تولدت مبارک

چرا گریه میکنی خاله جون؟!!تعجب

اینم سفارشی از طرف خاله جون:

2.

کارهای جدید سارینا:

وقتی یه چیزی رو میخواد با دست اشاره میکنه و میگه: انا ، انا !!!! دخملمون دو زبان یاد دارند: فارسی و عربی! قلبونت بشمقلب

تلفن رو بر میداره و میگه: ایو! ایو

به دایی جون محمد میگه: حم !

دیگران رو  بوس میکنه گاهی اوقات هم لیس میزنه!

فعلا همینا رو یادم اومد!نیشخند

3.

23 بهمن عروسی دایی جون مهدی و زن دایی جون بود

و این دو زوج خوشبخت و عاشق تو یه شب زیبا زمستونی مراسم جشنشون رو گرفتن و با امید و توکل به خدا رفتن سر خونه و زندگیشونقلب

شب خیلی خیلی خوبی بود و کلی خوش گذشت



 

 




موضوع : عاشقانه های خاله جون
تاريخ : پنجشنبه 3 بهمن 1392 | نویسنده : مامان نسرین
بازدید : 36 مرتبه

به نام خدا

یک سال پیش در چنین روزی تو یه روز قشنگ زمستونی یه اتفاق خوب افتاد

صبح بود و همه چیز آروم و عادی

اما داشت یه اتفاقایی می افتاد...

ساعت 8 و 33 دقیقه صبح روز دوشنبه 2/بهمن/1391

یه فرشته آسمونی از پیش فرشته ها اومد روی زمین

با اومدنت بابایی اینطوری شد:

و خاله جون بعد از فهمیدن موضوع، اینطوری شد:

سارینای عزیز من به دنیا اومد و تو زمستون، دنیایی رنگارنگ برامون رقم زد:

و الان یک سال از اون روز میگذره و سارینای ناز من یک ساله شد:

 

تو این یکسال یاد گرفتی:

بایستی

بشینی

راه بری

حرف بزنی

وسایلت رو بشناسی

آدم های دور و برت رو بشناسی

و.....

 

و تقدیم به تو که بهشت زندگی ام هستی:

 

و...

خدایا

سپاس...

به خاطر این گل زیــــبا

بهشت زندگی من و بابا علــــی

 

 

دختر گلم، در تولد یک سالگی ات آرزو میکنم:

تندرستی و سر افرازی و موفقیت، در تمام سالهای عمر زیــــبایت

 

 

 

ماچتولدت مبارکماچ

 

مامان نسرین

 




موضوع : عاشقانه های من
تاريخ : چهارشنبه 25 دی 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 36 مرتبه

به نام خدا

سلام سلام

یه خبر خیلی خیلی مهمتعجب

سارینا 22/دی/ 1392 تونست تنهایی تنهایی راه برهماچ

قلبونش بشمقلب

از این لحظه ناب و تاریخی! هم دایی جون برامون فیلم ارسال کردنیشخند

اینقد خنده دار راه میرفتی خاله جونخنده

خیلی بامزه بود

ان شاءالله یه روز خبر دویدنت رو اینجا بنویسم

و اما

شنبه 21/ بهمن /1392 مصادف با 9/ربیع الاول/1435 تولد قمری سارینا جونم بودتشویقهورا

بعلهچشمک

همزمان با آغاز امامت امام زمان (عج)

دخملی ناز روز عید به دنیا اومده

ماچمبارک باشه خانومیماچ




موضوع : عاشقانه های من
تاريخ : دوشنبه 9 دی 1392 | نویسنده : مامان نسرین
بازدید : 31 مرتبه

سلام به همه ني ني كوچولوها

جند روز پيش سارينا يه مدل عجيب و غريب خوابيده بود منم زودي ازش عكس گرفتم

اين ني ني كوچولو هاي اين دوره زمونه هم چه كارايي كه نمي كنند!؟




موضوع : خاطرات من و نی نی گلم
تاريخ : جمعه 6 دی 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 29 مرتبه

به نام خدا

سلام سلام

یازده ماهگی سارینا جونم مبارک!!!قلب

و از همین جا از سارینای عزیزم عذرخواهی میکنم که 9و 10ماهگی ش تو وبلاگ تبریک نگفتم.

درگیر مدرسه بودم نشد دیگه!!خجالت

واما کارهای جدید ساریـــــــنا:

1.هرجا گل می بینه تند تند میگه: گل،گل،گل فدات بشم خاله جونماچ

2.وقتی TV مداحی یا روضه خوانی پخش میکنه، سارینا هم شروع به سینه زدن میکنه. قلبونت بشمقلب

3.وقتی تلفن زنگ میزنه میگه: ایو،ایو یعنی همون الو خودموننیشخند

4.وقتی شونه بهش میدیم موهاش رو شونه میکنه. آفرین به دخمل تمیز و مرتبقلب

5.وقتی کفش هاش رو بهش می دیم میبره سمت پاهاش تا پاش کنه! با اینکه مامان نسرین فقط یه بار پاش کرده. ماشاءاللهبغل

6.به باباش هم میگه: علــــــینیشخند

7.بینی و زبون و پا رو هم یاد گرفتهلبخند

8. دستش رو میگیره به مبل و راه میرهمژه

9.نشسته هم راه میرهنیشخند

10.دالی بازی هم یادگرفته. با خودش هم دالی بازی میکنهنیشخند

11. چهار تا هم دندون در آورده. مبارک باشه خانومیماچ

 

اینم چندتا view خوشگل پاییزی از خونتون(عکس های ارسالی توسط دایی جون):

 





موضوع : عاشقانه های خاله جون
تاريخ : يکشنبه 15 دی 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 30 مرتبه

به نام خدا

همون طور که در قسمت اول (پست قبلی) گفتم ما امسال دو تا شب یلدا داشتیم.

و اما شب یلدا دوم:

 شنبه 30 آذر

یه جشن کوچیک خانوادگی همراه با زن دایی جونماچ

این هندوانه زیبا که می بینید هنر بنده س!چشمک

بعله!نیشخند

هنر دست خاله جون!نیشخند

و یک سری مخلفات سنتی!خوشمزه

شب خیلی  خوبی بود و به قول دایی جون بسی خوش گذشت!لبخند

 




موضوع : عاشقانه های خاله جون
تاريخ : دوشنبه 2 دی 1392 | نویسنده : مامان نسرین
بازدید : 23 مرتبه

سلامو صد سلام اول به سارينا كوچمولو و دوم به بازديدكنندگاني كه خودشون يه روز كوچمولو بودن!

القصــــــــــه....

نمي دونم مي دونيد يا نمي دونيد، چند روز ژيش(منظورم از ژيش، پيش هستش، اشتباهي دكمه ژ رو بجاي پ زدم از قصد اصلاحش نكردم كه بگم: "بابا ما خواستار استقرار دكمه پ در يك جاي ثابت در صفحه كليد هستيم!")

خب داشتم عرض مي نموديم

نمي دونم مي دونيد يا نمي دونيد، چند روز پيش تفلد (به زبان فارسي معيار همان تولد!) مامان سارينا بود به همون مناسبت! جشن كوچك خانوادگي برگزار شد كه جاي شما خالي، بسي خوش و خوب گذشت

به مناسبت جشن تولد مامان سارينا ناهار رو مهمون بابا سارينا بوديم، تو رستوران اتفاقات زيادي افتاد كه فقط يكيشو براتون تعريف ميكنم (چرا يكي؟ آخه حسش ني همشو تعريف كنم)  

خب آماده هستين براتون تعريف كنم؟

فقط بايد قول بدين كه هيجان زده نشيد!

موقع خروج از رستوران همين طور كه داشتيم خارج مي شديم(البته با كمي اضافه وزن!) ناگهان برخورديم به يك ني ني كوچولو كه بغل دايي جونش بود، اون ني ني خودش و لباساش خيلي شبيه سارينا بود منم سريع از فرصت استفاده كردم و گوشي فوق اسمارتمو (منظورم Sony Ericsson K800i هستشساکت) از جيبم درآوردم و با دوربين 32 مگاپيكسيلش (شوخي كردم همون 3.2 مگاپيكسل خودمون البته خيلي باهم فرق نمي كنه!) يه عكس خوشجيلو مشجيل از اين دو گل نو شكفته گرفتم

ببينيد....

شبيه بود نه؟

بعد از اين كه از رستورات خارج شديم چون هوا سرد بود من تيز رفتم ماشينو از پاركينگ آوردم كه سارينا زود سوار ماشين شه كه سرما نخوره

تو راه كه داشيم مي رفتيم خونه ناگهان ترمز دستي ماشينو كشيدم و فرمون ماشينو به سمت راست چرخوندم ماشين سه دور دوره خودش زد و متوقف شد، بعد از اينكه دود هاي ناشي از ترمز شديد از دور ور ماشين رفتن كنار فقط اينو گفتم...

گفتم:

"سمت راست خيابون يك پارك هستش"

ههههههههههههههه خالي بستم ههههههههههههه

اون قسمت دستي و چرخيدن ماشين خالي بندي بود خواستم يه مقدار هيجانيش كنم

ولي اون قسمت كه گفتم "سمت راست خيابون يك پارك هستش" راست بود

ما عكاس هاي حرفه اي! منظره هاي بكر و ناب رو زود تشخيص ميديم  یول

بعد از تشخيص منظره بكر و ناب توسط بنده(دايي محمد) به سرعت از ماشين پياده شديم و وارد پارك شديم و چند تا عكس از سارينا گرفتيم

و اما عكس ها:

و اين هم ما هستيم (هموني كه منظره هاي ناب و بكر رو زود تشخيص ميده)!

چطو بود؟

قشنگ بوت؟

زماني كه رسيديم خونه سارينايي از فرط خستگي زودي لالا كرد

ميگي نه نگا كن...

در پايان هم از خودمان كه در اين پست بسيار از خودمان تعريف نموديم تشكر و قدر داني مي كنمتشویق

پيروز و سر بلند باشي دايي جون محمد

 




موضوع : عاشقانه های دایی جون
تاريخ : دوشنبه 2 دی 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 51 مرتبه

به نام خدا

سلام به همگی

شب یلدا گذشته تون مبارک!!!

امیدوارم به همتون خوش گذشته باشه

این اولین شب یلداست که قلبسارینا عزیزمقلب هم حضور داره

اولین شب یلدات مبارک خاله جون!

ما امسال دو تا شب یلدا داشتیم!

بعـــله!چشمک

یکی پنجشنبه 28 آذر!

و یکی شنبه 30 آذر!

به دلیل اینکه شب یلدا شنبه بود و اول هفته  و نزدیک اربعین حسینی، ما برای زن دایی جون پنجشنبه مراسم شب چله (یلدا) گرفتیم

خیلی خوش گذشت و جای مامان نسرین و بابا علی و دایی جون محمد و صد البته سارینا خانوم گل حسابی خالی بود

و شنبه شب هم یه مراسم شب یلدا کوچولو همراه با اعضای خانواده و زن دایی جون گرفتیم


و اما عکس های شب یلدا اول! (28 آذر)

توضیح عکس ها:

هدیه های زن دایی جون به دایی جون مهدی:

 تابلو فرش وان یکاد... (خیلی خوشگل بود)

نیم پوت چرم

کت اسپرت

و

هدیه های ما به زن دایی جون:

پالتو (خیلی ناز بود)

چکمه

طلا (تک پوش)

لباس بافت

چادر مشکی

پارچه لباس مجلسی و گیپور

به همراه

شیرینی و آجیل و میوه

شب خیلی خوبی بود و از همین جا از مامان وبابا زن دایی جون و خود زن دایی جون تشکر میکنم. دستشون درد نکنه. خیلی زحمت کشیده بودند و تدارک دیده بودند. از همین  جا بهشون میگم خسته نباشید.لبخند

و از شکم نازنینم هم عذر خواهی میکنمنیشخند

بس که اون شب خوردم! از آجیل و باقالی و لبو و.......گرفته تا میوه و شیرینی و .....

شکم عزیزم! منو ببخشزبان

و

شب یلدا دوم (30آذر) در پست بعدی!

(ان شاءالله)




موضوع : عاشقانه های خاله جون
تاريخ : پنجشنبه 28 آذر 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 61 مرتبه

به نام خدا

این چندمین تولد توست؟

و چندمین انبساط مجدد کائنات؟

این چندمین بارخلقت است؟

و چندمین انفجار سکوت؟

چندمین لبخند آفرینش؟

خورشید را چندمین بار است که میبینی؟

و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟

و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟

چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟

چندمین دم!؟

چندمین آن!؟

آه که تو چقدر خوشبختی!

و جهان چه پرغوغاست

که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد .

 

خواهر عزیزم

زمین چرخید و چرخید و بازهم 28 آذری دیگر

روزی  که پا بر زمین نهادی و شدی بهترین همدم من

چقدر خوشبختم که تو را دارم

و تبریک ساده مرا پذیرا باش

 

خیلی دوست داشتم الان کنارت بودم و تولدت رو با هم جشن میگرفتیم

اما تقدیر و سرنوشتمون چیز دیگه ای رو میخواست

 

خواهر عزیز و دوست داشتنی ام

سالگرد زمینی شدنت مبارک

 




موضوع : عاشقانه های خاله جون
تاريخ : چهارشنبه 13 آذر 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 36 مرتبه

به نام خدا

سلام سلام

من دوباره اومدم!

با چند تا خبر هیجان انگیز!

بگم؟!نیشخند

.

.

.

.

 

سارینا دو تا کار دیگه یاد گرفته

وقتی بهش میگیم زبونت کو؟ زبونش رو میاره بیرونزبان

فدات بشم سارینا جونمماچ

دست هاش رو هم یاد گرفته

قلبونش بشم.قلب

خب و اما خبر مهم تر

"کوزه گر" عزیز دوست مامان نسرین زحمت کشیده و چند تا عکس برای سارینا درست کرده

دستش درد نکنه

خیلی خیلی ازش تشکر میکنملبخند

خیلی قشنگ شدهقلب

در ضمن سایت "ایده های ناب" هم متعلق ایشونه

اینم آدرسش:

www.goodideas.ir

 

01

 

02

03

04




موضوع : گالری سارینا گلم
تاريخ : چهارشنبه 6 آذر 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 42 مرتبه

به نام خدا

سلام به تمام دوستان

باز هم شرمنده ....خجالت

خیلی درگیر هستم و وقت نمیکنم به اینجا سر بزنم

خب بی معطلی میریم سراغ اخبار جدید

1) سارینا و خواهر گلم امروز مشهد را به مقصد تهران ترک کردند. الان هم تو راه هستند. دلم براشون یه ذره شده. ناراحتسفرت بی خطر عزیزمقلب

2) تو این مدتی که سارینا اینجا بوده، کارای زیادی یاد گرفته

الف) وقتی میگیم "یا حســـــــین" سینه میزنه. قلبون عزیز دلم بشم منقلب

ب) وقتی میگیم پاهات کو؟ پاشو میاره بالا. البته گاهی هم با دستاش اشتباه میگیرهنیشخند

ج) سومین مروارید سارینا جووونم هم در اومد. مبارکت باشه خانومیتشویق

3) از مدرسه که میام، پشت در صدات میزنم اینقدر برام ذوق میکنی که نگوچشمک

یه روزم که داشتم میرفتم مدرسه و سارینا سحرخیز! شده بود، وقتی که داشتم از اتاق میرفتم بیرون پشت سرم گریه میکرد....

الهی فدات بشم که "خاله جون" رو دوست داریماچ

4) دایی جون مهدی رو هم خیلی دوست داری، مخصوصا وقتی باهات بازی میکنه.لبخند

خب، اینم چند تا عکس که مربوط میشه به تابستون و سفر شمال. زحمتش رو هم دایی جون محمد کشیده

 

 




موضوع : عاشقانه های خاله جون
تاريخ : چهارشنبه 1 آبان 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 49 مرتبه

به نام خدا

 دل همه پر است از آرزو

آرزوهایی زیبا.......

روشن.......

شیرین......

و من در تمنای رسیدن به آرزوهایم

 و تو .....

اگر امشب بر لبت لبخندی جاری شد

اگر طلوع فردا سرخوش و شادمان بودی

مرا هم دعا کن

مرا هم دعا کن که بس محتاجم....

بس محتاجم به دعای خیرت.....


 

التماس دعا

خاله جون

 




موضوع : عاشقانه های خاله جون
تاريخ : چهارشنبه 1 آبان 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 51 مرتبه

به نام خدا

سلام به همه دوستان خوبم

مامان ها و خاله های عزیز نی نی وبلاگی

و

یه سلام مخصوص به سارینای گلم

خیلی خیلی ببخشید که مدت زیادی نبودمخجالت

درگیر درس و مدرسه هستم

امروز هم بعد از پشت سر گذاشتن یک هفته سنگیناوه در خدمتتون هستم

از سارینای عزیزم عذر میخوام که نتونستم وبش رو به روز کنمخجالت

و ممنون از تمام دوستانی که ما رو با نظرات خوبشون تنها نذاشتندقلب

خب، میریم سر اصل مطلب:

اول از همه اینکه سارینا جونم و خواهر عزیزتر از جانم و داداشی گلم هفته پیش اومدند مشهدقلب

وای که چقدر ذوق کردمابله

سارینا کلی بزرگ شده از خود راضی

دلم براشون یه ذره شده بود

الان هم مادر و دختر کنار هم لالا کردندماچ

(البته دایی جون محمد بعد از سه روز رفتناراحت)

کارهای جدید سارینا:

1. سارینا گلی یاد گرفته که دست بزنهتشویق

2. دیشب یاد گرفت که "بای بای" کنهبای بای

3.وقتی کسی لباس بیرون پوشیده باهاش میره ددرنیشخند

4.دایی جون مهدی بهش یاد داده که نی نای نی نای کنهچشمک

5. علاقه ی زیادی به کتاب و دفتر داره. خصوصا کتاب های من! نگران

6. به راحتی سینه خیز میکنه و مدتی روی زانوهاش به حالت جهار دست و پا کردن می ایسته

و

بخش تصویری این پست:

سارینا و دایی جون محمد در قطار ( تهران ـ مشهد )

و باز هم ساریــــنا و دایی جون محمد:

ساریـــنا و خرید:

یک عکس بسیار هنری (اگه گفتین عکاسش کیه؟! متفکرخب معلومه. دایی جون محمد!لبخند):

بابا علـــــی و سارینا:

کنجکاوی و شیطونی های سارینا:

بدون شرح:




موضوع : گالری سارینا گلم
تاريخ : دوشنبه 1 مهر 1392 | نویسنده : مامان نسرین
بازدید : 67 مرتبه

سلام دخمل نازم قلب


ع‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژيژم ديشب تولد بابايي بود. هورا

من و شما،(عسلي مامان) ، بابايي رو حسابي غافل گير كرديم.از خود راضی

بابايي هم كه اصلا فكرش رو نمي كرد كه ما تولدش يادمونه حسابي غافل گير شدبغل

حالا از تولد واست بگم :

وقتي شمع ها رو روشن كردم جيگري مامان از شمع ها ترسيدي و گريه كرديمتفکر و توي همه ي عكسا داري گريه ميكنيگریه

اميدوارم تا زمان تولد خودت ديگه نترسي گلم.قلب




موضوع : خاطرات من و نی نی گلم
تاريخ : پنجشنبه 28 شهريور 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 74 مرتبه

به نام خدا

سلام سلام

خب، این روزا حال و هوا، حال و هوای مدرسه ستخمیازه

اگر چه تابستون خیلی خیلی زود تموم شد، ولی خب، مدرسه هم خوبی های خاص خودش رو دارهلبخند

تمام اون استرس ها، خندیدن های وسط کلاس، تیکه پروندن ها، شادی های با دوستان، اضطراب امتحان و .....  خاص هستند.چشمک

میدونم با این پست خیلی خاله ها و مامان های مهربون نی نی وبلاگی به گذشته هاشون سفر می کنند و میگن: هی، یادش بخیر. دوران دبیرستان .... هی ....

ولی من دوست دارم هر چه سریع تر زمان بگذره و منم بگم:

هی، یادش بخیر ، دوران مدرسه ....نیشخند

اگه من وزیر آموزش و پرورش بودم شش ماه تعطیلات و شش ماه مدرسه و درس و تحصیلنیشخندزبان

آخه انصافه 9 ماه بری مدرسه و فقط، فقط 3 ماه تعطیل باشی؟؟متفکرمنتظر

خب، سارینای عزیز تر از جانم، اینم از کتاب های من:

اینم از درس های مورد علاقه م:

عاشق قلبشیمیقلب هستم

عربی رو فوق العاده دوست دارمقلب

هندسه هم خوفه (البته امسال رو نمیدونمنیشخند)

فیزیک هم خوبه (البته نیاز به تلاش زیاد دارهآخ)

مبانی علم رایانه، من که عاشق کامپیوترمنیشخند

حساباناسترس

نمیدونم چی به چی هستوقت تمام

آخه هنوز که سال شروع نشدهنیشخند

تاریخ رو هم دوست دارم. بد نیستخنثی

و

درس هایی که دوست ندارم:

زبان انگلیسیسبز

زبان فارسی و ادبیات فارسیسبز


یه چیز بگم تعجب کنید

یه کتاب هم دوره ای های من دارن که هیچ کدوم از شما خاله ها و مامان ها نخوندیناز خود راضی

کتاب بیداری اسلامی

بعلهنیشخند

ضمیمه کتاب تاریخ معاصرمونه

 در مورد تحولات مصر و یمن و .... هستش

تاریخ کم پر قطره اینم بهش اضافه کردننگران

ای خــــــــــدا .....




موضوع : عاشقانه های خاله جون
تاريخ : پنجشنبه 28 شهريور 1392 | نویسنده : خاله جون
بازدید : 73 مرتبه

به نام خدا

سلام به عسلی خالهقلب

خوبی عزیز همیشگی دلم؟!ماچ

دلم برات یه ذره شده.مژه

میدونستی چقدر دوست داشتنی هستی و حسابی تو دل همه جا داری؟!بغل

میگی چرا؟!

الان بهت میگم

مدتی پیش دایی جون محمد چندتا از عکس هات رو در سایز 6cm X 6.5 cm چاپ کرد و ما هم عکس هات رو تو کیف پول هامون گذاشتیم.

خب، اول با بابایی عزیز شروع میکنم.

عکس شما در کیف پول بابایی :

عکس های شما در کیف پول مامانی :

و

عکس شما در کیف پول دایی جون مهدی :

عکس شما در کیف پول من و دایی جون محمد :

یه عکس فوق العاده خوشگل که من شما رو بغل کردم و خیلی ناز به دوربین نگاه میکنیقلب

و

بک گراند گوشی بابایی، دایی جون محمد، من و مامان نسرین :

و بک گراند گوشی بابا علـــی :




موضوع : گالری سارینا گلم
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازديدهاي امروز : 23 نفر
بازديدهاي ديروز : 154 نفر
بازدید هفته قبل : 339 نفر
كل بازديدها : 40225 نفر